بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏ ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده‏ ى مهربان است. سوره زمر 53                    و پيش از آن كه شما را عذاب فرا رسد و ديگر يارى نشويد، به سوى پروردگارتان روى آوريد و تسليم او شويد. سوره زمر 54                     و از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پيروى كنيد، پيش از آن كه عذاب الهى ناگهان به سراغ شما آيد، در حالى كه از آن خبر نداريد. سوره زمر 55                    تا [مبادا] كسى بگويد: افسوس بر آنچه در كار خدا كوتاهى كردم! و حقّا كه من از ريشخند كنندگان بودم. سوره زمر 56                     
 

قسمت دوم - فکر چیست؟


در قسمت قبل به این موضوع اشاره شد که تمام مکاتب باطنی و معنوی نسبت به موضوع فکر، موضع گیری دارند و این موضع گیری نسبت به فکر یکی از وجوه بارز تفاوت بین مکاتب باطنی است. در این باره با تفصیل بیشتر در بخش مربوط به روش های دانایی یا "هفت طریق" یکی صحبت خواهم کرد.


آنچه در این قسمت به آن خواهیم پرداخت این است که فکر چیست و موضوع گیری تفکر متعالی نسبت به فکر از چه قرار است.


از شاخصه های اصلی روان یا ذهن انسان (در مدل جسم، ذهن و روح) می توان به فکر و حس اشاره کرد. تعامل این دو شاخصه که در موارد بسیاری متضاد یکدیگر هم هستند (مانند دیگر شاخصه های انسان همانند دم و بازدم، سرخ رگ و سیاه رگ، نیم کره های مغز و .... ) منجر به پویایی ذهن شده و تاثیر بسیاری بر اعمال ما دارد. افکار و عواطف انسان ، اصلی ترین بعد شخصیت انسان محسوب می شود و بر اساس این دو شاخصه رفتار و گفتار انسان شکل می گیرد.


فکر دارای حرکتی جز به کل است و حس دارای حرکتی کل به جز. از این جهت فکر را می توان به شنیدن تشبیه کرد و حس را به دیدن. وقتی چیزی را می شنویم باید تک تک کلمات و لحن آن را کنار هم بگذاریم تا به مفهوم برسیم ، اما وقتی چیزی را می بینیم در ابتدا تمام کلیت آن به چشممان می آید بعد با دقت کردن، بر جزئیات آن واقف می شویم. از این رو در فکر اول می سازیم ، بعد می یابیم اما در حس اول می یابیم و بعد می سازیم.
فکر بسیار ظریف و به شدت تحریک پذیر است. از جمله عواملی که فکر را تحریک می کند می توان به این موارد اشاره داشت:


1-
محیط : وقتی در محیطی پر سروصدا هستیم و یا اینکه وقتی یک سگ قوی جثه را جلوی خود می بینیم که ناگهان به سمت ما می دود، جریان فکری مان به هم می خورد. در اینجا فکر از طریق حواس با محیط پیرامون ارتباط پیدا می کند و واکنش نشان می دهد. از این رو فکر در اینجا حالتی انفعالی و پذیرشی دارد.


2-
خاطرات : خاطرات گذشته قالب گرفته است. وقتی به یاد خاطره ای می افتیم ممکن است افکار سازنده یا مخربی در ذهن ما شکل گیرد. خاطرات ما به همدیگر متصل اند همانند حلقه های زنجیر. از این رو وقتی یک خاطره ای برای ما تداعی می شود، خاطرات مرتبط با آن نیز مانند دیگر حلقه های زنجیر در ذهن ما متبادر می شود.


3-
حس : حس تاثیر بسیاری بر فکر دارد. وقتی کسی را دوست دارید به صورت خودانگیخته خیلی به او فکر می کنید. حس یکی از عوامل اصلی ایجاد فکر است و از طرف دیگر فکر را بسیار کانالیزه می کند و اجازه آزاد اندیشی را می گیرد. اینکه گفته می شود "عاشق کور است" نیز بر همین اساس است زیرا حس شدید اجازه نمی دهد که به چیز دیگری بیاندیشد. می توان گفت وقتی یک جریان شدید حسی در انسان بوجود آید، مانند خشم، تنفر، علاقه و ... فکر استقلال خود را از دست داده و تماماً پیرو حس می شود. البته فکر هم بر حس تاثیر گذار است . وقتی که با تفکر به این نتیجه می رسیم که کسی به ما خیانت کرده نسبت به او حس منفی و بدی پیدا می کنیم اما تاثیر حس بر فکر به مراتب بیشتر از تاثیر فکر بر حس است.


4-
نیاز: نیازهای انسان فکر را تحریک می کنند تا انسان برای رفع این نیاز ها دست به جستجو بزند. شاید از همین رو باشد که افلاطون گفته: نیاز مادر اختراع است. وقتی انسان به پول احتیاج داشته باشد، فکر برای پیدا کردن پول دست به جستجو می زند و انواع راه ها را پیدا می کند مانند کار کردن، قرض گرفتن، دزدی کردن و ... سپس با تجزیه و تحلیل هر راه حل، دست به انتخاب یکی از آن ها می زند. در اینجا فکر حالت واکنشی را ندارد بلکه کاملاً کنش گر است و به دنبال آن است که بر محیط اثر بگذارد و محیط را متناسب با آنچه خود می خواهد تغییر دهد.


 
اگر فکر بر مبنای نیاز ایجاد شده باشد، کیفیت آن فکر بستگی به کیفیت نیاز دارد. بعضی از نیاز های انسان مربوط به فعالیت های غریزی یا حیوانی انسان است مانند انواع شهوات و لذایذ دنیوی. برخی از نیازها مربوط به فعالیت های الهی و متعالی انسان است مانند پرستش و ارتباط با خداوند، از خودگذشتگی در راه خداوند و .....


یکی از دلایلی که فکر از ثبات برخوردار نیست نیز به همین موضوع بر می گردد که عوامل ایجاد کننده فکر یکسان نیستند. اگر توجه کرده باشید، فکر دائم از این شاخه به آن شاخه می پرد. حتی اگر بخواهیم که فکر خود را روی موضوعی متمرکز کنیم (بدون استفاده از قلم و کاغذ و یا وسیله ای دیگر)، شاید از 5 دقیقه بیشتر نشود. شنیده ام که بهترین متفکران جهان می توانند حداکثر 45 دقیقه ذهن خود را به صورت پیوسته روی یک موضوع متمرکز کنند.


در فرهنگ شرق، فکر به میمون مست تشبیه شده است. یک میمون در حالت عادی آرام و قرار ندارد وای به حال اینکه از خود بیخود هم شده باشد. در برخی گویش های کشور ما هم به میمون شادی می گویند یعنی دائم در جست و خیز و شور و نشاط است.

برای فکر تعاریف گوناگونی شده است که عبارتند از:


-    
فكر ماده خام و عنصر سازنده تفكر است.


-    
فكر فاصله اي است ميان گذشته و آينده (قالبي است كه به گذشت زمان ميدهيم يا درك گذشت زمان).


-    
فكر تراوش حافظه است(در اينجا حافظه هم مولد است و هم انبار).
-    
فكر واكنش ذهن است به تغییرات محیطی.

-         ...


تعریفی که استاد ایلیا در مورد فکر ارائه داده اند عبارتست از: فکر حرکت واژه ها در ذهن است. اول از همه لازم به توضیح است که این سطح اول تعریف فکر از منظر استاد ایلیاست. ایشان معمولاً موضوعات را در هفت سطح تعریف می کنند یا به قول خودشان : یک حرف را هفت بار می گویم. اما فعلاً با همین تعریف در این سطح می توانیم به درک مناسبی از فکر برسیم. بر اساس این تعریف وقتی واژه ها در ذهن جابجا می شود فکر رخ می دهد. البته گاهی فکر با تصویر نیز همراه است و ما نوعی خاصی از تفکر داریم به نام تفکر گرافیکی. اما در این مقطع ما بر اساس همین تعریف حرکت واژه ها در ذهن جلو می رویم.


برای اینکه درک کاملتری از فکر داشته باشید، بهتر است خودتان دست به مشاهده بزنید. مشاهده فکر یکی از راه هایی است که می توان فکر را کنترل کرد. مشاهده فکر یعنی اینکه الان در ذهن شما چه خبر است. اگر دقت کرده باشید در هر لحظه افکار زیادی در ذهن شما می گذرد. حتماً برای شما هم پیش آمده که ناگهان به خود گفته اید چطور شد که من به این موضوع فکر کردم. این فکر از کجا به ذهن من رسید. بعضی ها هم آنقدر فکر می کنند و به قولی گرفتار گفتگوی درونی هستند که از خودشان کلافه و عصبانی می شوند و به دنبال راهی هستند که از این وضعیت خلاص شوند.
این حرکت واژه ها همانند باران است. اگر جریان آب ناشی از باران، هدایت شود و به سمت سدها سازیر شود، باعث می شود که در تمام سال آب موجود باشد و از آن برای آشامیدن یا مصرف کشاورزی استفاده کرد. اما اگر جریان آب ناشی از باران هدایت نشود ممکن است به سیل تبدیل شده و باعث ویرانی خانه ها و دیگر ابنیه گردد.
موضع گیری تفکر نسبت به فکر این است که باید از آن استفاده کرد. یعنی این واژه ها می تواند منبع ایده ها، عقاید، توضیح ها، اختراع ها و ... شود. از این رو تفکر به دنبال یافتن ابزارهای ذهنی برای استفاده از این جریان واژه هاست. در قسمت های آینده به صورت تفصیلی در این باره صحبت خواهد شد.

ح . ه

 

 

 

 

بازگشت

Share

 

 

 

 

 

 
 
   
آدرس ایمیل شما
آدرس ایمیل گیرنده
توضیحات
 
 
 
 
شرکت در میزگرد - کلیک کنید
 
 
نظر شما در مورد مطالب سایت چیست ؟
 
 
 
 
 
 
 
©2010 All rights reserved . Powered by SafireAseman.com