بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏ ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده‏ ى مهربان است. سوره زمر 53                    و پيش از آن كه شما را عذاب فرا رسد و ديگر يارى نشويد، به سوى پروردگارتان روى آوريد و تسليم او شويد. سوره زمر 54                     و از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پيروى كنيد، پيش از آن كه عذاب الهى ناگهان به سراغ شما آيد، در حالى كه از آن خبر نداريد. سوره زمر 55                    تا [مبادا] كسى بگويد: افسوس بر آنچه در كار خدا كوتاهى كردم! و حقّا كه من از ريشخند كنندگان بودم. سوره زمر 56                     
 

رویای قطعه گمشده

... عمو شلبي هر روز شعر و موسيقي جديدي خلق مي‌كرد و برادرزاده‌هاي فراواني به جمع خانواده‌اش مي‌پيوستند كه او را همان طوري كه خودش دوست داشت، صدا مي‌كردند " عمو شلبي "

راستي او را ديده‌ايد؟ از شعرهايش خورده‌ايد؟ شايد در لحظه اول وقتی با نوشته‌هايش مواجه شويد، فکر کنيد که آن‌ها را فقط برای کودکان نوشته ولی کمی صبر کنيد و نوشته را تا آخرش بخوانيد. آن وقت متوجه خواهيد شد که چرا بيشتر برادرزاده‌های او بيش از 24 سال سن دارند! راستش را بخواهيد، دلم برايش تنگ شده است. يادم مي‌آيد كه چقدر برايم سخت بود بشنوم "شل سيلور استاين" ما را ترك كرده است. اما مي‌دانم كه ياد او هميشه با ماست. او كه به ظاهر بزرگ، ولي با قلب دريايي خودش، مثل كودكي پاك و ساده بود.

روح او در كتاب‌هاي زيبا و موسيقي‌اش جريان دارد، پس هنوز هم هست... 

 

 

ديدار قطعه ی گم شده با دايره ی بزرگ

 

قطعهٴ گم شده تنها نشسته بود...

 

 

منتظر كسي بود كه

بياد و اون رو

به جايي ببره.

 

بعضي‌ها با او جفت و جور بودن...

 

اما نمي‌تونستن قل بخورن

 

 

 

بعضي‌ها مي‌تونستن قل بخورن

ولي با اون جفت و جور نبودن

 

 

 

يكي، حاليش نبود جفت و جور بودن يعني چه!

 

و يكي ديگه، هيچي از چيزي حاليش نبود!!

 

يكي زيادي ظريف بود

            و

                        پوپ!

 

يكی مي‌گذاشتش روي پايه و ولش مي‌كرد و مي‌رفت

 

بعضي‌ها زيادي قطعهٴ گم شده داشتند

 

بعضي‌ها زيادي قطعه‌هاي زيادي داشتند!

 

اون ياد گرفت كه چطوري خودش رو از حريص‌ها قايم كنه.

و عده بيش‌تري مي‌اومدن.

بعضي‌ها قل مي‌خوردن و هيچ توجهي بهش نداشتن

 

قطعهٴ گم شده سعي كرد خودش رو جذاب‌تر كنه.

 

اما به درد نخورد!

 

سعي كرد توي چشم بياد اما

اين كارش باعث فرار خجالتي‌ها شد.

 

بالاخره يكي اومد كه كاملاً باهاش جفت و جور بود.

 

 

 

اما يكهو...

قطعه‌ٴ گم شده شروع كرد به بزرگ شدن!

 

و بزرگ شد!

 

"نمي‌دونستم كه بزرگ مي‌شي"

قطعهٴ گم شده گفت:

"من هم همين‌طور"

 

 

 

"مي‌رم دنبال قطعهٴ گم شدة خودم كه بزرگ نشه.

                        خداحافظ...

 

تا اين كه يك روز،

"يكي" اومد كه با بقيه فرق داشت.

قطعهٴ گم شده پرسيد: "از من چي مي‌خواهي؟"

هيچي

به من چه احتياجي داري؟

هيچي

 

قطعهٴ گم شده پرسيد: تو كي هستي؟"

دايره بزرگ گفت:‌"من دايره بزرگم"

 

 

 

قطعهٴ گم شده گفت:

"فكر كنم تو هموني هستي كه من منتظرشم.

شايد من قطعهٴ گم شدة توام"

دايره بزرگ گفت:

ولي من قطعه‌ای گم نكرده‌ام و جائي ندارم كه تو بخواهي باهاش جفت و جور بشي"

قطعهٴ گم شده گفت: چقدر حيف شد! خيلي دوست داشتم بتونم با تو قل بخورم."

دايره بزرگ گفت: "تو نمي‌توني با من قل بخوري ولي شايد خودت بتوني اين كار رو انجام بدي"

 

خودم؟

يك قطعهٴ گم شده كه نمي‌تونه خودش قل بخوره"

دايره بزرگ پرسيد: "تا حالا سعي كردي؟"

 

قطعه گم شده گفت: "اما گوشه‌هاي من تيز هستند و شكلم براي قل خوردن مناسب نيست."

دايره بزرگ گفت:  "گوشه‌ها ساييده مي‌شن و شكل‌ها عوض مي‌شن.

به هر حال من بايد باهات خداحافظي كنم.

شايد ما باز هم همديگر رو ببينيم."

و قل خورد و رفت.

 

قطعه گم شده دوباره تنها شد.

براي مدتي طولاني همون جا نشست.

 

سپس...

آهسته...

خودش رو از يك طرف بالا كشيد...

 

پلاپ!

 

باز هم بلند شد...  خودش رو بالا كشيد...

و افتاد...

 

 

شروع كرد به حركت كردن و جلو رفتن...

 

لبه‌هايش خيلي زود، ساييده شدن

بلند شد، افتاد

بلند شد، افتاد

بلند شد، افتاد

 

و شكلش شروع كرد به عوض شدن

 

 

 

بعدش به جاي تالاپي، بامپي مي‌افتاد

و بعدش به جاي بامپي، مي‌پريد

و بعدش به جاي پريدن، قل مي‌خورد

و خودش هم نمي‌دونست كه به كجا قل مي‌خوره.

اما اهميتي نداشت!

 

قل خورد!

 

قل خورد

 

تا...

 

 

 

                                                                     

نقل از مجله هنرهاي زيستن

 

 

بازگشت

Share

 

 

 

 

 

 

 
 
 
   
آدرس ایمیل شما
آدرس ایمیل گیرنده
توضیحات
 
 
 
 
شرکت در میزگرد - کلیک کنید
 
 
نظر شما در مورد مطالب سایت چیست ؟
 
 
 
 
 
 
 
©2026 All rights reserved . Powered by SafireAseman.com