بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏ ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده‏ ى مهربان است. سوره زمر 53                    و پيش از آن كه شما را عذاب فرا رسد و ديگر يارى نشويد، به سوى پروردگارتان روى آوريد و تسليم او شويد. سوره زمر 54                     و از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پيروى كنيد، پيش از آن كه عذاب الهى ناگهان به سراغ شما آيد، در حالى كه از آن خبر نداريد. سوره زمر 55                    تا [مبادا] كسى بگويد: افسوس بر آنچه در كار خدا كوتاهى كردم! و حقّا كه من از ريشخند كنندگان بودم. سوره زمر 56                     
 

خداوندي خدا

... روزها گذشت و گنجشک با خدا هيچ نگفت.

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر با به فرشتگان اين گونه مي گفت:

مي آيد، من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام که دردهايش را در خود نگه مي دارد. و سرانجام گنجشک روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

" با من بگو از آن چه سنگيني سينه ي توست "

گنجشک گفت : لانه ي کوچکي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سر پناه بي کسي ام. تو همان را هم از من گرفتي.

اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه ي محقرم؟ کجاي دنيا را گرفته بود؟

و سنگيني بغض راه بر کلامش بست. سکوتي در عرش طنين انداز شد.

فرشتگان سر به زير انداختند.

خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمين مار پر گشودي.

گنجشک خيره در خدايي خدا ماند بود.

خدا گفت: و چه بسيار بلاها که به واسطه ي محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي.

اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت و هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد...

 

از مجله اينترنتي ايران عشق

فرستنده: آتنا


 

بازگشت

Share

 

 

 

 

 

 

 
 
 
   
آدرس ایمیل شما
آدرس ایمیل گیرنده
توضیحات
 
 
 
 
شرکت در میزگرد - کلیک کنید
 
 
نظر شما در مورد مطالب سایت چیست ؟
 
 
 
 
 
 
 
©2026 All rights reserved . Powered by SafireAseman.com